ابراهيم عاملي ( موثق )

149

تفسير عاملي ( فارسي )

هم غير از اين زندگى و اين مردم بود ، و مثل زنبور و مورچه در كار زندگى يكنواخت ميبودند و مثل ملائكه ميشدند در افكار و اعمال روحى ، و اين بشر نبود و موجودى ديگر ديگر بود . « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » 118 طبرى : عطا و مجاهد و حسن بصرى گفته‌اند : مردم هميشه در دين اختلاف داشته‌اند : عكرمه گفته است : يعنى در خواسته ها و اميالشان مختلف هستند ، و از حسن بصرى نقل شده است : يعنى در رزق و روزى مختلف هستند و بعضى مسخر و در استثمار بعضى هستند ، و بعضى گفته‌اند در آمرزش و رحمت حقّ يكجور نيستند . مجمع : ابو مسلم كلمه ى « مختلفين » را مشتقّ از « اخلفه » دانسته است بمعنى جانشين او بود . « اختلف » با « خلف » ( بمعنى جانشين شد ) بيك معنى است و مقصود اين است كه مردم هميشه يك دسته از پى دسته ى ديگر ميآيند و بتقليد گذشتگان كافر ميشوند و فكر نمىكنند . تأويلات كاشانى : در اين جمله و جمله ى جلو : اگر خدا ميخواست مردم را مساوى ميكرد در استعداد ، و متّفق در دين توحيد و مقتضاى فطرت قرار ميداد ولى پيوسته در وجهت و مقصد و هم در استعداد مختلف هستند . طنطاوى : ممكن است كسى بگويد : با اينكه خداوند قدرت دارد همه ى مردم را يك ملَّت قرار دهد ، چرا مختلف آفريد و اين اختلاف براى چيست ؟ جواب اين است : اگر مختلف نميبود موجود نميشد ، زيرا حكما اين اصل را مسلَّم دانسته‌اند كه دو فرد مساوى در وجود نميشود ، پس لازمه ى خلقت اختلاف است ، و البتّه در همه چيز خواهد بود ، از جسم و عقل و رنگ و فكر و دين و حالت و غير آن و فرق نيست كه اختلاف كم باشد مثل اختلاف نور و حرارت ساعات روز يا زياد باشد مثل اختلاف روز و شب پس نظام عالم در اطوار انسانى و احوال كونى يكى است و مشيّت حقّ چنين است . و البتّه مشيّت خداوند تابع علم او است و علمش مولود معلومات